کتــابخانه شهدای دره مرادبیگ

کتــابخانه  شهدای دره مرادبیگ

به نام صاحب کاملترین کتاب
ازچشمه سار عشق می آیم
درکوزه ام نور است
درکوله بارم عطر آگاهی
دردست هایم آفتاب صبح بیداری
خداوندا سپاسگذاریم کتاب عطا فرمودی و ماکه عاشق ترین هستیم
کتابدار نمودی.

طبقه بندی موضوعی

برشی از یک کتاب

يكشنبه, ۱۴ آبان ۱۳۹۶، ۰۷:۰۵ ب.ظ

کتاب جدیدی از احمد زیدآبادی 

که نشر نی منتشر می کند


«از سرد و گرم روزگار»

احمد زیدآبادی


سرنوشت به دنبالم بود؛ «چون دیوانه‌ای تیغ در دست» به خلاف همسالانم، تسلیم آن نشدم. هر غروب پاییز از بلندای تک‌درخت تناور روستایمان چشم به افق‌های دوردست و بی‌انتهای کویر دوختم و به آواز درونم گوش فرا دادم؛ آوازی که مرا به «انتخاب» فرامی‌خواند. پس انتخاب کردم؛ فقر و بی‌پناهی را با شکیبایی تاب آوردم، از رنج و زحمت کار شانه خالی نکردم، سر در کتاب فرو بردم و بر همه‌ی تباهی‌های محیط اطرافم شوریدم...

این قصه‌ی سرگذشت من است تا ۱۸ سالگی.


  • الهام نظری منظور

ارسال نظر

تنها امکان ارسال نظر خصوصی وجود دارد
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
نظر شما به هیچ وجه امکان عمومی شدن در قسمت نظرات را ندارد، و تنها راه پاسخگویی به آن نیز از طریق پست الکترونیک می‌باشد. بنابراین در صورتیکه مایل به دریافت پاسخ هستید، پست الکترونیک خود را وارد کنید.